الگوهای نیازسنجی آموزشی «روملر» ، « استوارت» و « کافمن و هرمن»
الگوی روملر:
در الگوی روملر که در سال 1990 مطرح شده است، نیازسنجی فقط به کارکنان سازمان متمرکز نمی شود، بلکه قلمرو نیازسنجی بسیار گسترده در نظر گرفته شده است و شامل سازمان و محیط آن، فرآیندها، گروه های کاری و نیاز کارکنان نیر می شود. در واقع نیازسنجی شامل سه سطح: تحلیل سازمان، تحلیل شغل و تحلیل شاغل است.
الگوی استوارت:
اين الگو كه به عنوان الگوي تحليل عناصر مستقيم و غير مستقيم معروف است، سازمان و نيازهاي آن را در يك زمينه تغيير تحليل مي كند. هدف آن شناسايي نيازهاي آموزشي سازمان در ارتباط با تغييرات محيطي و سازماني است. بدين منظور مي كوشد با ارائه تصويري از درون و برون سازمان، نيازهاي آموزشي واكنشي و فراكنشي ناشي از تغييرات را از طريق تحليل عوامل مؤثر بر بقا و رشد سازمان مورد شناسايي و تحليل قرار دهد.
عوامل مذكور را مي توان در دو دسته به شرح زير مورد تجزيه و تحليل قرار داد:
1) عناصر مستقيم: در اين دسته از عناصر، كليه عناصري كه در داخل سازمان و به طور مستقيم در ارتباط با موفقيت سازمان قرار مي گيرند، مورد شناسايي و تحليل قرار مي گيرند؛ از جمله اين عناصر مي توان به ساختار، منابع، گروه ها،رويه ها و روش ها ... اشاره كرد.
2) عناصر غير مستقيم: منظور از اين دسته از عناصر، عوامل محيطي هستند كه سازمان را تحت تأثير خود قرار مي دهند. «استوارت» پيشنهاد مي كند كه جهت تحليل اين عناصر ابعاد اجتماعي، فناوري، اقتصادي و سياسي محيط سازمان مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.
الگوی کافمن و هرمن:
«كافمن» و «هرمن» نيازسنجي آموزشي را در يك زمينه برنامه ريزي آموزشي استراتژيك مد نظر قرار داده اند. اهداف نياز سنجي به زعم آنان عبارتند از:
1) تشخيص نيازها جهت انتخاب اقدامات درست در زمينه برنامه ريزي آموزشي با هدف افزايش ميزان كارايي و اثرسنجي؛
2) فراكنشي عمل كردن در مقابل تغييرات؛
3) رفع تعارضها و دستيابي به يك زمينه مشترك و خواسته هاي مشترك براي تعيين نتايج مورد نظر؛
الگوي پيشنهادي اين صاحبنظران يك الگوي عمومي فرايندي است كه مي توان آن را در سطوح مختلف سازماني، شغلي و فردي مورد استفاده قرار داد.
مراحل الگو عبارتند از:
1) تصميم گيري درباره استفاده از داده ها براي نيازسنجي؛
2) تعيين سطح مورد نظر (فراسوي كلان، كلان و خرد)؛
3) شناسايي افراد ذيربط در نياز سنجي و برنامه ريزي؛
5) جلب توافق جمعي درباره سطوح نيازسنجي و برنامه ريزي؛
6) گردآوري داده هاي مرتبط با نيازهاي درون سازماني و برون سازماني؛
7) فهرست كردن نيازهاي شناسايي شده و تأييد و توافق جمعي درباره آنها؛
8) رتبه بندي نيازها بر حسب اولويت؛
9) جلب توافق همكاران درباره نيازهايي كه براي چاره جويي انتخاب شده اند.
اين وبلاگ به موضوعات مرتبط با آموزش و توسعه منابع انساني اختصاص دارد. نظرات خوب خوانندگان ، اساتيد و كارشناسان آموزش باعث غني بخشي آن خواهد شد.