توسعه منابع انسانی برای اطمینان از کیفیت خدمات، اثربخشی و پاسخگویی در یک سازمان با توجه به فضای کاری پیچیده و همیشه در حال تغییر و نیز برای سازمان هایی که به دنبال آن هستند، تیمی از افراد متخصص و عالی داشته باشند،بسیار مهم است.اتخاذ استراتژی مناسب آموزش و توسعه کارکنان می تواند به سازمان ها کمک کند تا با استفاده مؤثر و کارآمد از منابع خود،برای بهینه سازی تعالی خدمات و نوآوری سازمانی برای رقابت گامهای اساسی بردارد. 

کاملاً مورد پذیرش است که شرکت های تجاری بدون تمرکز بر رویه ها و استراتژی های توانمندسازی کارکنان خود از طریق آموزش و توسعه، نمی توانند به اهداف درازمدت خود دست یابند.(Nickson,2007).با این وجود، اهمیت آموزش برای کارمندان سازمان ها نه تنها روشن می باشد،بلکه از نظر توسعه فردی و سازمانی و افزایش توانمندی آنها نیز قابل توجه است.زیرا  باعث بهبود قوای شخصی و مهارت هایی می شود که برای پیشرفت شغلی آینده افراد، ضروری ست.(Aswathappa,2007).

مربی گری و کوچینگ انواع آموزش هستند که بعنوان طیف وسیعی از مدیریت استعداد در نظر گرفته می شوند.به این دلیل که آنها یا بر توسعه مهارت های ویژه ای که به نفع سازمان و همچنین افراد است،تأکید دارند و یا به افراد در توسعه فردی کمک می کنند.رویکردی که از طریق تقویت ایجاد روابط با افراد باتجربه تر، رشد و شکوفایی استعدادهای افراد را به دنبال دارد.

یافته های تحقیق نشان می دهدکه سازمان های مختلف از تکنیک های متفاوتی برای رشد استعداد و پرورش نیروی کار بسیار ماهر استفاده می کنند.بر اساس تحقیق دانشگاه Wolverhampton در سال 2010 ، برنامه های مربی گری و کوچینگ در طی بیست سال گذشته یکی از روش های محبوب برای افراد تازه استخدام شده و پیشرفت شغلی آنها بوده است.

مربی گری و کوچینگ،بعنوان تکنیک های انعطاف پذیر آموزش،مبتنی بر بحث و گفتگوی یک نفره هستند که هدف آنها افزایش دانش،مهارت یا عملکرد کاری است.(CIMA,2008). آنها هر دو نماد تأکید بر ایده های جدید،اشتیاق به گوش دادن و تشویق افراد برای دستیابی به تجربه شغلی جدید می باشند.

طرح های مربی گری و کوچینگ را می توان نسبتاً کم هزینه در مقایسه با آموزش ارائه داد و آنها را به طور خاص متناسب با ابزراهای مدیریت استعداد برای سازمان معرفی کرد.

به گفته Dessler,2011، تنها روش و فرآیند تجهیز سرمایه انسانی به دانش، مهارت و توانایی برای انجام کار دقیق و به طور مؤثر، آموزش افراد در راستای وظایف شغلی است. مربی گری و کوچیتگ به افزایش بهره وری و بهبود عملکرد کارکنان کمک می کنند تا منجر به افزایش کیفیت خدمات و در نهایت افزایش عملکرد مالی سازمان گردد. (Bhatia,2006).

مربی گیری و منتورینگ کارکنان می تواند به سازمان ها کمک کند تا عملکرد کارمندان،نقاط قوت آنها، رضایت کارکنان،کیفیت خدمات به مشتری و هزینه های کلی هر کارمند را بهبود بخشند.(Peel,2004). بنابراین،سرمایه گذاری در مربیگری و منتورینگ در بخش های مختلف سازمان،می تواند در بهبود عملکرد کارکنان اهمیت زیادی داشته باشد.

عملکرد مطلوب کارکنان ارتباط مستقیمی با افزایش دانش،مهارت ها،نگرش های مثبت،توانایی ها و اعتماد به نفس آنها دارد.(Armstong,2009). افزایش پیشرفت های فناوری و تغییرات در ابعاد مختلف اجتماعی،اقتصادی و غیره، تغییر در فضای کسب و کار و سازمان ها،باعث افزایش شکاف بین مهارت های موجود و دانش و مهارت های مورد نیاز کارکنان شده است.بنابراین سازمان ها به دنبال کارکنان ماهر و مجهیز بودن به طیف وسیعی از مهارت ها و دانش روز و مهارت های فنی برای افزایش عملکرد بهینه هستند.     

در اکثر دانشگاه ها،سیستم آموزش رسمی هنوز گسترده و نظری است و اصولاٌ بر مهارت ها و دانش خاصی مانندمهارت های مدیریت و رهبری، برخورد با مشتری خاص،بهره گیری از فناوری ها،کار با ماشین آلات و ایجا انگیزه متمرکز نیستند. بنابراین بین توانایی ها،دانش و مهارت های موجود کارکنان و کیفیت های کاری مورد نیاز برای سازمان ها،فاصله وجود دارد.(Denis,2011). آموزش کارکنان به ویژه مربی گیری و منتورینگ می تواند بعنوان ابزاری کلیدی برای پر کردن شکاف بین مهارت های موجود کارکنان و مهارت های مورد نیاز سازمان نقش مهمی ایفا نماید.   

در سازمان ها مخصوصاً سازمانهایی که ارائه خدمات به مردم را بر عهده دارند،خدمات کاملاً باید مبتنی مشتری و در واقع جلب رضایت مشتری باشد.برای ارائه خدمات به مشتری دانش ویژه ای لازم است که می تواند از طریق آموزش و توسعه بویژه مربی گری و منتورینگ حاصل شود.(Singh,2014)                                                               

ادامه دارد...